مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: علی اکبر حق دوست, سعیده فرج زاده
کلیدواژه ها : كارگاه آموزشي - روش تدريس - آگاهي - نگرش - عملكرد
: 15661
: 73
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: توسعه دانش و نگرش افراد شركت كننده در برنامه هاي آموزشي يكي از عوامل تعيين كننده ميزان موفقيت به كارگيري محتواي آموزش در حيطه عمل است. هدف: مطالعه به منظور تعيين تاثير كارگاه هاي مقدماتي روش تدريس بر آگاهي، نگرش و عملكرد اعضا هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي كرمان انجام شد. مواد و روش ها: اين مطالعه نيمه تجربي در سال 1379 بر روي 71 نفر از شركت كنندگان كارگاه هاي مقدماتي روش تدريس انجام شد كه به روش نمونه گيري ساده انتخاب شدند. داده ها بوسيله پرسشنامه با ضريب روايي 76/0 و 8/0 به ترتيب براي آگاهي و نگرش و با حداقل ضريب پايايي 7/0، قبل و بعد از كارگاه جمع آوري گرديد. اطلاعات مربوط به عملكرد از طريق فهرست وارسي خود ارزياب با روايي 0.91 و ضريب پايايي 75/0 قبل از كارگاه و در طول يك نيمسال تحصيلي بعد از كارگاه كسب و با استفاده از آزمون هاي پارامتريك و غيرپارامتريك تجزيه و تحليل شد. يافته ها: ميانگين نمره آگاهي قبل از كارگاه 7/3±02/6 و نمره نگرش و عملكرد بر مبناي بيست به ترتيب 2/1±2/14 و 2/2±6/13بود. اين ميانگين بعد از كارگاه براي دانش 9/3±4/13، نگرش 1/2±2/18و عملكرد 68/1±12/14 بود. بين نمره آگاهي و نگرش قبل و بعد از كارگاه ارتباط معني دار آماري وجود داشت (001/0 p< ). ولي بين نمره عملكرد قبل و بعد از كارگاه رابطه آماري مشاهده نشد. همچنين بين تغييرات نمره آگاهي و نگرش با عملكرد ارتباط معني داري وجود نداشت. با افزايش سن دانش كسب شده در انتهاي كارگاه كمتر مي شد ( 33/0 r=- و 03/0 p<). نتيجه گيري: به نظر مي رسد كارگاه هاي موجود مي توانند دانش شركت كنندگان را افزايش و نگرش آنها را ارتقا دهد، ولي توسعه رفتار در حيطه عملكرد علاوه بر كارگاه آموزشي به عوامل ديگري وابسته است.
نویسندگان: منصوره عزیزاده فروزی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها :
: 8293
: 46
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: توجه به بهبود وضعيت تغذيه دختران نوجوان، كه مادران نسل آينده خواهند بود، ميتواند از مؤثرترين اقدامات بنيادين براي پيشگيري از بيماريهاي مزمن سنين بعدي باشد. شناخت عوامل پيشبيني كننده رفتارها، يكي از مؤثرترين راههايي است كه مي-تواند جزو برنامههاي پيشگيري در جوامع، به خصوص در كشورهاي در حال توسعه قرار گيرد. هدف: اين مطالعه به منظورتعيين نقش پيشبيني كننده خود كارآمدي در پيشبيني رفتارهاي غذايي دختران مقطع دبيرستان شهر كرمان در سال 1386 صورت گرفت. روش بررسي: در اين مطالعه همبستگي، دانشآموزان دبيرستانهاي دخترانه شهر كرمان به عنوان جامعه پژوهش و بر اساس مطالعه مقدماتي، نمونه پژوهش 800 نفر تعيين شد. 900 پرسشنامه توزيع گرديد كه در پايان 812 پرسشنامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نمونهگيري به روش تصادفي– خوشهاي صورت گرفت. جهت گردآوري دادهها از پرسشنامه استفاده شد كه در سه بخش شامل، سؤالات مربوط به ويژگيهاي فردي و عمومي، رفتارهاي غذايي، خود كارآمدي رفتارهاي غذايي تنظيم شده بود. اطلاعات پس از كسب روايي و پايايي مناسب جمعآوري و مورد تجزيه تحليل قرار گرفت. نتايج: يافتههاي اين پژوهش نشان داد كه بيشتر دانش آموزان مورد مطالعه (4/57 درصد) كمتر يا مساوي 16 سال سن داشتند و درصد نمرات كسب شده در حيطه رفتار غذايي و خود كارآمدي آن به ترتيب 66 و 61 درصد بود. نتايج آناليز رگرسيون دو متغيره، ارتباط معنيدار و مثبتي را بين ميانگين نمره رفتار غذايي و خود كارآمدي آن (32/0R=، 0001/0P=) نشان داد كه علاوه بر خود كارآمدي رفتار غذايي عواملي چون، تحصيلات پدر، ارزيابي وضع اقتصادي خانواده در مقايسه با سايرين از ديد دانشآموزان، ميزان اهميت خانواده به مصرف غذاي سالم، داشتن حق انتخاب مواد غذايي در خانواده، تعداد صرف وعدههاي غذا با خانواده و شغل مادر پيشبيني كننده رفتار غذايي بودند. نتيجهگيري: نتايج به دست آمده، نقش پيش بيني كننده مفهوم خودكارآمدي را براي رفتارهاي ارتقا دهنده سلامت نظير رفتار غذايي بر طبق مدل Pender تأييد ميكند، بنابراين از شيوههاي افزايش خودكارآمدي از قبيل ترغيب كلامي، افزايش خودآگاهي نوجوانان نسبت به تواناييهاي خود و ارايه الگوهاي مناسب براي آنها ميتوان به عنوان عوامل ارتقا دهنده رفتارهاي بهداشتي استفاده كرد.
نویسندگان: منصوره عزیززاده فروزی, سکینه محمدعلیزاده چرندابی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها : کليدواژه ها مدل مراقبت پيگير - کيفيت خواب - همودياليز
: 12591
: 52
: 0
ایندکس شده در :

  اهداف: اختلال خواب با مشكلات جسمي، رفتاري و رواني همراه است. شواهدي مبني بر كاهش كيفيت خواب در بيماران همودياليزي وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسي تاثير به­كارگيري مدل مراقبت پيگير بر كيفيت خواب بيماران همودياليزي انجام شد.

  روش­ها: اين پژوهش نيمه­تجربي روي بيماران همودياليزي بيمارستان گلديس شاهين­شهر طي سال­هاي 88- 1387 انجام شد. 43 بيمار با روش نمونه­گيري سرشماري به­عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. براي جمع­آوري داده­ها از پرسش­نامه كيفيت خواب پيتس­بورگ استفاده شد. براي اجراي مدل كه شامل چهار مرحله (آشناسازي، حساس­سازي، كنترل و ارزشيابي) بود، بيماران به 5 گروه تقسيم و براي هر گروه 4 تا 6 جلسه آموزشي­، طي 3 هفته برگزار شد. طي 9 هفته بعد از آن، مشاوره­هاي مراقبت پيگير، كنترل و ارزشيابي انجام شد. بلافاصله پس از اتمام مداخله و يك ماه بعد از آن، پرسش­نامه­ها مجدداً تكميل شد. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS 15 ، آمار توصيفي و آزمون­هاي آمار استنباطي تجزيه و تحليل شد.

  يافته­ها: با توجه به اينكه در پرسش­نامه پيتس­بورگ، نمره پايين­تر وضعيت بهتر را نشان مي­دهد، ميانگين نمره كيفيت خواب قبل از مداخله (64/3 ± 39/10) نسبت به بعد از مداخله (87/2 ± 54/5) به­طور معني­داري بيشتر بود (0001/0>p). همچنين، خواب كافي قبل از مداخله در 4/17% بيماران وجود داشت كه بعد از مداخله در 55% بيماران مشاهده شد؛ اين تفاوت نيز معني­دار بود (0001/0=p).

­­نتيجه­گيري: اجراي مدل مراقبت پيگير بر كيفيت خواب بيماران همودياليزي اثر مثبت دارد. آموزش پرستاران در خصوص استفاده از اين مدل، مي­تواند بر بهبود كيفيت خواب بيماران تاثيرگذار باشد.
نویسندگان: مریم متصدی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها : موانع - ارزشيابي باليني - آزمون باليني با ساختار عيني - نظرات - مدرسان باليني
: 11407
: 41
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: آزمون OSCE روش مناسبي براي ارزشيابي صلاحيت باليني دانشجويان ميباشد. پژوهش حاضر با هدف تعيين نظرات مدرسان باليني دانشگاه علوم پزشكي كرمان در زمينه ارزشيابي باليني به روش OSCE صورت گرفته است.روشها: در اين پژوهش توصيفي، كل اساتيد باليني پزشكي، دندانپزشكي، پرستاري و مامايي و بهداشت دانشگاه علوم پزشكي كرمان جامعه مورد مطالعه بودند (266 نفر). ميزان پاسخدهي 4/74 درصد بود. اطلاعات از طريق پرسشنامه پژوهشگر ساخته در 5 حيطه فرهنگي، امكانات، دانش فني، زمان و ويژگيهاي آزمون جمعآوري شد. دادهها با استفاده از شاخصهاي پراكندگي و مركزي بيان گرديد و با آزمونهاي آماري t، ANOVA و ضريب همبستگي اسپيرمن و پيرسون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.نتايج: از 198 نفر شركتكننده در پژوهش، بيش از نيمي از آنها مذكر (1/55 درصد) با ميانگين سني 07/4±8/41 بودند. بيشترين رتبه علمي را استادياري، رشته تحصيلي را پزشكي و ميزان تحصيلات (PhD، متخصص و فوق تخصص) تشكيل دادند. بيشترين موافقت مربوط به حيطه امكانات اجرايي (526/2±9/14) و كمترين موافقت مربوط به حيطه دانش فني اجرايي (77/2±91/8) بود. بين نظرات مدرسان بر اساس متغيرهاي ميزان تحصيلات، رشته تحصيلي، رتبه علمي، سابقه آموزش و خدمت باليني اختلاف آماري معنيداري وجود داشت.نتيجهگيري: با توجه به يافتههاي پژوهش، اگرچه موانع و مشكلاتي براي اجراي آزمون OSCE بويژه از نظر امكانات و وقتگيربودن اين روش وجود دارد، اما به علت مزايا و ويژگيهاي خاص اين روش در ارزيابي مهارتهاي باليني، اين مشكلات و نقاط ضعف قابل چشمپوشي بوده و توسعه اين روش و بكارگيري آن از طريق ايجاد بستر مناسب و رفع موانع اجرايي در همه گروههاي آموزشي قابل توصيه است.