مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: منصوره عزیززاده فروزی, سکینه محمدعلیزاده چرندابی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها : کليدواژه ها مدل مراقبت پيگير - کيفيت خواب - همودياليز
: 12009
: 52
: 0
ایندکس شده در :

  اهداف: اختلال خواب با مشكلات جسمي، رفتاري و رواني همراه است. شواهدي مبني بر كاهش كيفيت خواب در بيماران همودياليزي وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسي تاثير به­كارگيري مدل مراقبت پيگير بر كيفيت خواب بيماران همودياليزي انجام شد.

  روش­ها: اين پژوهش نيمه­تجربي روي بيماران همودياليزي بيمارستان گلديس شاهين­شهر طي سال­هاي 88- 1387 انجام شد. 43 بيمار با روش نمونه­گيري سرشماري به­عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. براي جمع­آوري داده­ها از پرسش­نامه كيفيت خواب پيتس­بورگ استفاده شد. براي اجراي مدل كه شامل چهار مرحله (آشناسازي، حساس­سازي، كنترل و ارزشيابي) بود، بيماران به 5 گروه تقسيم و براي هر گروه 4 تا 6 جلسه آموزشي­، طي 3 هفته برگزار شد. طي 9 هفته بعد از آن، مشاوره­هاي مراقبت پيگير، كنترل و ارزشيابي انجام شد. بلافاصله پس از اتمام مداخله و يك ماه بعد از آن، پرسش­نامه­ها مجدداً تكميل شد. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS 15 ، آمار توصيفي و آزمون­هاي آمار استنباطي تجزيه و تحليل شد.

  يافته­ها: با توجه به اينكه در پرسش­نامه پيتس­بورگ، نمره پايين­تر وضعيت بهتر را نشان مي­دهد، ميانگين نمره كيفيت خواب قبل از مداخله (64/3 ± 39/10) نسبت به بعد از مداخله (87/2 ± 54/5) به­طور معني­داري بيشتر بود (0001/0>p). همچنين، خواب كافي قبل از مداخله در 4/17% بيماران وجود داشت كه بعد از مداخله در 55% بيماران مشاهده شد؛ اين تفاوت نيز معني­دار بود (0001/0=p).

­­نتيجه­گيري: اجراي مدل مراقبت پيگير بر كيفيت خواب بيماران همودياليزي اثر مثبت دارد. آموزش پرستاران در خصوص استفاده از اين مدل، مي­تواند بر بهبود كيفيت خواب بيماران تاثيرگذار باشد.
نویسندگان: منصوره عزیزاده فروزی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها :
: 7862
: 46
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: توجه به بهبود وضعيت تغذيه دختران نوجوان، كه مادران نسل آينده خواهند بود، ميتواند از مؤثرترين اقدامات بنيادين براي پيشگيري از بيماريهاي مزمن سنين بعدي باشد. شناخت عوامل پيشبيني كننده رفتارها، يكي از مؤثرترين راههايي است كه مي-تواند جزو برنامههاي پيشگيري در جوامع، به خصوص در كشورهاي در حال توسعه قرار گيرد. هدف: اين مطالعه به منظورتعيين نقش پيشبيني كننده خود كارآمدي در پيشبيني رفتارهاي غذايي دختران مقطع دبيرستان شهر كرمان در سال 1386 صورت گرفت. روش بررسي: در اين مطالعه همبستگي، دانشآموزان دبيرستانهاي دخترانه شهر كرمان به عنوان جامعه پژوهش و بر اساس مطالعه مقدماتي، نمونه پژوهش 800 نفر تعيين شد. 900 پرسشنامه توزيع گرديد كه در پايان 812 پرسشنامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نمونهگيري به روش تصادفي– خوشهاي صورت گرفت. جهت گردآوري دادهها از پرسشنامه استفاده شد كه در سه بخش شامل، سؤالات مربوط به ويژگيهاي فردي و عمومي، رفتارهاي غذايي، خود كارآمدي رفتارهاي غذايي تنظيم شده بود. اطلاعات پس از كسب روايي و پايايي مناسب جمعآوري و مورد تجزيه تحليل قرار گرفت. نتايج: يافتههاي اين پژوهش نشان داد كه بيشتر دانش آموزان مورد مطالعه (4/57 درصد) كمتر يا مساوي 16 سال سن داشتند و درصد نمرات كسب شده در حيطه رفتار غذايي و خود كارآمدي آن به ترتيب 66 و 61 درصد بود. نتايج آناليز رگرسيون دو متغيره، ارتباط معنيدار و مثبتي را بين ميانگين نمره رفتار غذايي و خود كارآمدي آن (32/0R=، 0001/0P=) نشان داد كه علاوه بر خود كارآمدي رفتار غذايي عواملي چون، تحصيلات پدر، ارزيابي وضع اقتصادي خانواده در مقايسه با سايرين از ديد دانشآموزان، ميزان اهميت خانواده به مصرف غذاي سالم، داشتن حق انتخاب مواد غذايي در خانواده، تعداد صرف وعدههاي غذا با خانواده و شغل مادر پيشبيني كننده رفتار غذايي بودند. نتيجهگيري: نتايج به دست آمده، نقش پيش بيني كننده مفهوم خودكارآمدي را براي رفتارهاي ارتقا دهنده سلامت نظير رفتار غذايي بر طبق مدل Pender تأييد ميكند، بنابراين از شيوههاي افزايش خودكارآمدي از قبيل ترغيب كلامي، افزايش خودآگاهي نوجوانان نسبت به تواناييهاي خود و ارايه الگوهاي مناسب براي آنها ميتوان به عنوان عوامل ارتقا دهنده رفتارهاي بهداشتي استفاده كرد.
نویسندگان: علی اکبر حق دوست, رضا نخعی زاده
کلیدواژه ها : ورزش - بيماريهاي پوستي
: 8754
: 30
: 0
ایندکس شده در :
شركت در فعاليت هاي ورزشي روز به روز افزايش مي يابد و متخصصين پوست گروهي از كادر پزشكي هستند كه با بيماري هاي پوستي ناشي از اين فعاليت مواجه خواهند شد. در بسياري از فعاليت هاي ورزشي، پوست و ضمايم، تحت آسيب هاي فيزيكي و عوامل محيطي ناشي از آن قرار مي گيرند. فعاليت هاي فيزيكي، پوست را مستعد به عفونت ها كرده و حتي مي توانند باعث بروز و تشديد ضايعات پوستي قبلي شوند. بدين منظور پژوهشي مقطعي و توصيفي جهت بررسي ميزان شيوع ضايعات پوستي در ورزشكاران شهر كرمان كه عضو باشگاه هاي ورزشي شهر بودند، انجام شد. جهت انجام اين پژوهش 201 ورزشكار مذكر در 10 رشته ورزشي به صورت خوشه اي انتخاب شدند. گروه شاهد نيز 201 نفر دانشجوي پسر علوم پزشكي كرمان بودند كه به صورت تفنني ورزش كرده، هرگز عضو باشگاه ورزشي نبودند، انتخاب آنها نيز به صورت تصادفي انجام شد و هر دو گروه تحت معاينه كامل پوستي قرار گرفتند. ميانگين سني در گروه ورزشكاران داراي ضايعه پوستي 21.1 سال و در ورزشكاران سالم 19 سال بود. در گروه شاهد ميانگين سني 21.2 بود. فراواني موارد بيماري در گروه ورزشكار (38%) بيش از گروه شاهد (11%) بود (P<0.01). از نظر تنوع بيماري پوستي در گروه ورزشكار 7 نوع ضايعه پوستي وجود داشت كه به ترتيب فراواني شامل: 1) كالوزيته (پينه)، 2) آكنه مكانيكي، 3) ميخچه، 4) تينه آ ورسيكالر، 5) ندول ورزشكاري، 6) تينه آ پديس، 7) كهير بود. در گروه شاهد 3 نوع ضايعه پوستي وجود داشت كه به ترتيب فراواني شامل: 1) ميخچه، 2) آكنه مكانيكي، 3) تينه آ ورسيكالر بود. متوسط دوره اشتغال به ورزش در گروه ورزشكاران سالم 4.9 سال و در گروه ورزشكاران داراي ضايعه پوستي 6.3 سال بود. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد كه فراواني ضايعات پوستي و تنوع آنها در ورزشكاران بيش از گروه شاهد مي باشد (38.3 در برابر 11.9) (P<0.01). همچنين بروز بيماري هاي پوستي با افزايش سن و طول مدت اشتغال به ورزش افزايش مي يابد. از سوي ديگر فراواني ضايعات پوستي در رشته هايي كه با تجهيزات ورزشي سروكار داشته اند، 3.3 برابر بيش از رشته هايي بود كه با تجهيزات ورزشي سروكار نداشتند. با توجه به شرايط اقليمي و توجه خاص به ورزش بايد اقدامات بهداشتي منظم و ادواري در زمينه هاي مختلف منجمله بهداشت پوست در ورزشكاران اعمال گردد.
نویسندگان: علی اکبر حق دوست, سعیده فرج زاده
کلیدواژه ها : كارگاه آموزشي - روش تدريس - آگاهي - نگرش - عملكرد
: 14814
: 73
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: توسعه دانش و نگرش افراد شركت كننده در برنامه هاي آموزشي يكي از عوامل تعيين كننده ميزان موفقيت به كارگيري محتواي آموزش در حيطه عمل است. هدف: مطالعه به منظور تعيين تاثير كارگاه هاي مقدماتي روش تدريس بر آگاهي، نگرش و عملكرد اعضا هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي كرمان انجام شد. مواد و روش ها: اين مطالعه نيمه تجربي در سال 1379 بر روي 71 نفر از شركت كنندگان كارگاه هاي مقدماتي روش تدريس انجام شد كه به روش نمونه گيري ساده انتخاب شدند. داده ها بوسيله پرسشنامه با ضريب روايي 76/0 و 8/0 به ترتيب براي آگاهي و نگرش و با حداقل ضريب پايايي 7/0، قبل و بعد از كارگاه جمع آوري گرديد. اطلاعات مربوط به عملكرد از طريق فهرست وارسي خود ارزياب با روايي 0.91 و ضريب پايايي 75/0 قبل از كارگاه و در طول يك نيمسال تحصيلي بعد از كارگاه كسب و با استفاده از آزمون هاي پارامتريك و غيرپارامتريك تجزيه و تحليل شد. يافته ها: ميانگين نمره آگاهي قبل از كارگاه 7/3±02/6 و نمره نگرش و عملكرد بر مبناي بيست به ترتيب 2/1±2/14 و 2/2±6/13بود. اين ميانگين بعد از كارگاه براي دانش 9/3±4/13، نگرش 1/2±2/18و عملكرد 68/1±12/14 بود. بين نمره آگاهي و نگرش قبل و بعد از كارگاه ارتباط معني دار آماري وجود داشت (001/0 p< ). ولي بين نمره عملكرد قبل و بعد از كارگاه رابطه آماري مشاهده نشد. همچنين بين تغييرات نمره آگاهي و نگرش با عملكرد ارتباط معني داري وجود نداشت. با افزايش سن دانش كسب شده در انتهاي كارگاه كمتر مي شد ( 33/0 r=- و 03/0 p<). نتيجه گيري: به نظر مي رسد كارگاه هاي موجود مي توانند دانش شركت كنندگان را افزايش و نگرش آنها را ارتقا دهد، ولي توسعه رفتار در حيطه عملكرد علاوه بر كارگاه آموزشي به عوامل ديگري وابسته است.