مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: حمید حجتی, سوسن ساعت ساز, رقیه نظری, علی اکبر حق دوست, مصطفی قربانی, فاطمه حاج حسینی
کلیدواژه ها : کمردرد - عوامل روانی اجتماعی - استرس های روانشناختی - پرستاران
: 38269
: 55
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: پرستاران به¬عنوان یک گروه پرخطر برای ابتلا به کمردرد شغلی شناخته شده¬اند. این پژوهش به¬منظور تعیین ارتباط کمردرد با عوامل روانی- اجتماعی و استرس¬های روانشناختی شغلی در پرستاران بیمارستان¬های شهر آمل انجام شد.مواد و روش¬ها: در این مطالعه تحلیلی 400 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان¬های شهر آمل پرسش¬نامه¬ای شامل 3 قسمت اطلاعات دموگرافیک، استرس¬های روانی- اجتماعی مرتبط با کار و استرس¬های روانشناختی مرتبط با کار را تکمیل نمودند. نتایج به¬صورت نسبت شانس خام و تطبیق شده و فاصله اطمینان 95% بیان گردید. نتایج: 324 نفر (81%) پرستاران شرکت¬کننده طی یک سال گذشته حداقل یک بار کمردرد را تجربه کرده¬اند. میانگین سنی شرکت¬کنندگان 2/6+ 4/32 سال، میانگین قد 7/8+7/166 سانتی¬متر و میانگین وزن 8/9+7/67 کیلوگرم بود. از میان مشخصات فردی زن بودن (8/2OR=)، انجام ورزش منظم (4/0OR=)، افزایش قد به ازای هر سانتی¬متر (06/1OR=) و افزایش وزن به ازای هرکیلوگرم (04/1OR=) ارتباط معناداری با کمردرد نشان دادند. از میان عوامل روانی- اجتماعی مرتبط با کار مشاهده شد به ازای هر یک درجه افزایش در شدت نارضایتی ارتباط با همکاران احتمال بروز کمردرد 80% بیش¬تر می¬شود و از میان عوامل استرس¬زای شغلی به ازای هر یک درجه افزایش در طیف (همیشه، بیش¬تر اوقات، بعضی وقت¬ها، هرگز) عجله در کار احتمال بروز کمردرد 40% کم¬تر می¬شود. نتیجه¬گیری: کمردرد یکی از جدی¬ترین مشکلات شغل پرستاری می¬باشد که با استرس¬های روانشناختی محیط کار در ارتباط است. بنابراین تعدیل و اصلاح محیط روانی- اجتماعی بیمارستان و آموزش تکنیک¬های کاهش استرس به¬منظور پیشگیری یا کاهش عوارض ناشی از کمردرد ضروری به¬نظر می¬رسد.
نویسندگان: مریم متصدی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها : موانع - ارزشيابي باليني - آزمون باليني با ساختار عيني - نظرات - مدرسان باليني
: 11725
: 41
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: آزمون OSCE روش مناسبي براي ارزشيابي صلاحيت باليني دانشجويان ميباشد. پژوهش حاضر با هدف تعيين نظرات مدرسان باليني دانشگاه علوم پزشكي كرمان در زمينه ارزشيابي باليني به روش OSCE صورت گرفته است.روشها: در اين پژوهش توصيفي، كل اساتيد باليني پزشكي، دندانپزشكي، پرستاري و مامايي و بهداشت دانشگاه علوم پزشكي كرمان جامعه مورد مطالعه بودند (266 نفر). ميزان پاسخدهي 4/74 درصد بود. اطلاعات از طريق پرسشنامه پژوهشگر ساخته در 5 حيطه فرهنگي، امكانات، دانش فني، زمان و ويژگيهاي آزمون جمعآوري شد. دادهها با استفاده از شاخصهاي پراكندگي و مركزي بيان گرديد و با آزمونهاي آماري t، ANOVA و ضريب همبستگي اسپيرمن و پيرسون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.نتايج: از 198 نفر شركتكننده در پژوهش، بيش از نيمي از آنها مذكر (1/55 درصد) با ميانگين سني 07/4±8/41 بودند. بيشترين رتبه علمي را استادياري، رشته تحصيلي را پزشكي و ميزان تحصيلات (PhD، متخصص و فوق تخصص) تشكيل دادند. بيشترين موافقت مربوط به حيطه امكانات اجرايي (526/2±9/14) و كمترين موافقت مربوط به حيطه دانش فني اجرايي (77/2±91/8) بود. بين نظرات مدرسان بر اساس متغيرهاي ميزان تحصيلات، رشته تحصيلي، رتبه علمي، سابقه آموزش و خدمت باليني اختلاف آماري معنيداري وجود داشت.نتيجهگيري: با توجه به يافتههاي پژوهش، اگرچه موانع و مشكلاتي براي اجراي آزمون OSCE بويژه از نظر امكانات و وقتگيربودن اين روش وجود دارد، اما به علت مزايا و ويژگيهاي خاص اين روش در ارزيابي مهارتهاي باليني، اين مشكلات و نقاط ضعف قابل چشمپوشي بوده و توسعه اين روش و بكارگيري آن از طريق ايجاد بستر مناسب و رفع موانع اجرايي در همه گروههاي آموزشي قابل توصيه است.
نویسندگان: منصوره عزیزاده فروزی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها :
: 8570
: 46
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: توجه به بهبود وضعيت تغذيه دختران نوجوان، كه مادران نسل آينده خواهند بود، ميتواند از مؤثرترين اقدامات بنيادين براي پيشگيري از بيماريهاي مزمن سنين بعدي باشد. شناخت عوامل پيشبيني كننده رفتارها، يكي از مؤثرترين راههايي است كه مي-تواند جزو برنامههاي پيشگيري در جوامع، به خصوص در كشورهاي در حال توسعه قرار گيرد. هدف: اين مطالعه به منظورتعيين نقش پيشبيني كننده خود كارآمدي در پيشبيني رفتارهاي غذايي دختران مقطع دبيرستان شهر كرمان در سال 1386 صورت گرفت. روش بررسي: در اين مطالعه همبستگي، دانشآموزان دبيرستانهاي دخترانه شهر كرمان به عنوان جامعه پژوهش و بر اساس مطالعه مقدماتي، نمونه پژوهش 800 نفر تعيين شد. 900 پرسشنامه توزيع گرديد كه در پايان 812 پرسشنامه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نمونهگيري به روش تصادفي– خوشهاي صورت گرفت. جهت گردآوري دادهها از پرسشنامه استفاده شد كه در سه بخش شامل، سؤالات مربوط به ويژگيهاي فردي و عمومي، رفتارهاي غذايي، خود كارآمدي رفتارهاي غذايي تنظيم شده بود. اطلاعات پس از كسب روايي و پايايي مناسب جمعآوري و مورد تجزيه تحليل قرار گرفت. نتايج: يافتههاي اين پژوهش نشان داد كه بيشتر دانش آموزان مورد مطالعه (4/57 درصد) كمتر يا مساوي 16 سال سن داشتند و درصد نمرات كسب شده در حيطه رفتار غذايي و خود كارآمدي آن به ترتيب 66 و 61 درصد بود. نتايج آناليز رگرسيون دو متغيره، ارتباط معنيدار و مثبتي را بين ميانگين نمره رفتار غذايي و خود كارآمدي آن (32/0R=، 0001/0P=) نشان داد كه علاوه بر خود كارآمدي رفتار غذايي عواملي چون، تحصيلات پدر، ارزيابي وضع اقتصادي خانواده در مقايسه با سايرين از ديد دانشآموزان، ميزان اهميت خانواده به مصرف غذاي سالم، داشتن حق انتخاب مواد غذايي در خانواده، تعداد صرف وعدههاي غذا با خانواده و شغل مادر پيشبيني كننده رفتار غذايي بودند. نتيجهگيري: نتايج به دست آمده، نقش پيش بيني كننده مفهوم خودكارآمدي را براي رفتارهاي ارتقا دهنده سلامت نظير رفتار غذايي بر طبق مدل Pender تأييد ميكند، بنابراين از شيوههاي افزايش خودكارآمدي از قبيل ترغيب كلامي، افزايش خودآگاهي نوجوانان نسبت به تواناييهاي خود و ارايه الگوهاي مناسب براي آنها ميتوان به عنوان عوامل ارتقا دهنده رفتارهاي بهداشتي استفاده كرد.
نویسندگان: علی اکبر حق دوست, مصطفی قربانی, زهرا بهشتی, معصومه محبوبی
کلیدواژه ها : وریدهای واریسی - عوامل شغلی - عوامل دموگرافیک - پرستاری
: 24012
: 47
: 0
ایندکس شده در :

  هدف : واريس اندام تحتاني يكي از شايعترين آسيبهايي است كه در نتيجه فعاليتهاي شغلي سخت ايجاد و به مرور زمان بر شدت آن افزوده ميشود. اين آسيبها ميتوانند هزينههاي زيادي را به فرد و جامعه تحميل كنند. لذا اين مطالعه به منظور بررسي ارتباط عوامل شغلي و دموگرافيك با شدت واريس اندام تحتاني در پرستاران بيمارستانهاي آمل انجام شده است.

  روش بررسي: اين مطالعه بروش توصيفي-مقطعي بروي 203 پرستار شاغل در بيمارستانهاي شهر آمل انجام شد. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامهاي بود كه از طريق مصاحبه و معاينه فيزيكي بر اساس فرم بازنگري استاندارد CEAP تكميل گرديد.

  يافتهها : 145 نفر از واحدهاي مورد پژوهش زن و 9/73% از پرستاران مبتلا به وريدهاي واريسي با شدتهاي متفاوت بودند (77- 65 : CI 95). ارتباط معني داري بين جنس مونث، سن، BM I (21/1 OR = )، انجام ورزش منظم(31/0 OR = )، سابقه خانوادگي، وزن و از ميان عوامل شغلي، ساعات اضافه كار(01/1 OR = )، سابقه كار، ايستادن سرپا(3/2 OR = ) و نشستن در بخش با شدت وريد هاي واريسي پا وجود داشت.

  نتيجه گيري : با توجه به ابتلا تعداد زيادي از پرستاران اين مطالعه به واريس اندام تحتاني با شدتهاي متفاوت و تاثير بسياري از عوامل شغلي و دموگرافيك، به نظر ميرسد آموزشهاي لازم به منظور كاهش از كار افتادگي و صرف هزينههاي درماني در جهت تعديل عوامل خطر و پيشگيري از ايجاد واريس و تشديد آن ضروري باشد.