مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: علی اکبر حق دوست, سعیده فرج زاده
کلیدواژه ها : كارگاه آموزشي - روش تدريس - آگاهي - نگرش - عملكرد
: 12149
: 73
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: توسعه دانش و نگرش افراد شركت كننده در برنامه هاي آموزشي يكي از عوامل تعيين كننده ميزان موفقيت به كارگيري محتواي آموزش در حيطه عمل است. هدف: مطالعه به منظور تعيين تاثير كارگاه هاي مقدماتي روش تدريس بر آگاهي، نگرش و عملكرد اعضا هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي كرمان انجام شد. مواد و روش ها: اين مطالعه نيمه تجربي در سال 1379 بر روي 71 نفر از شركت كنندگان كارگاه هاي مقدماتي روش تدريس انجام شد كه به روش نمونه گيري ساده انتخاب شدند. داده ها بوسيله پرسشنامه با ضريب روايي 76/0 و 8/0 به ترتيب براي آگاهي و نگرش و با حداقل ضريب پايايي 7/0، قبل و بعد از كارگاه جمع آوري گرديد. اطلاعات مربوط به عملكرد از طريق فهرست وارسي خود ارزياب با روايي 0.91 و ضريب پايايي 75/0 قبل از كارگاه و در طول يك نيمسال تحصيلي بعد از كارگاه كسب و با استفاده از آزمون هاي پارامتريك و غيرپارامتريك تجزيه و تحليل شد. يافته ها: ميانگين نمره آگاهي قبل از كارگاه 7/3±02/6 و نمره نگرش و عملكرد بر مبناي بيست به ترتيب 2/1±2/14 و 2/2±6/13بود. اين ميانگين بعد از كارگاه براي دانش 9/3±4/13، نگرش 1/2±2/18و عملكرد 68/1±12/14 بود. بين نمره آگاهي و نگرش قبل و بعد از كارگاه ارتباط معني دار آماري وجود داشت (001/0 p< ). ولي بين نمره عملكرد قبل و بعد از كارگاه رابطه آماري مشاهده نشد. همچنين بين تغييرات نمره آگاهي و نگرش با عملكرد ارتباط معني داري وجود نداشت. با افزايش سن دانش كسب شده در انتهاي كارگاه كمتر مي شد ( 33/0 r=- و 03/0 p<). نتيجه گيري: به نظر مي رسد كارگاه هاي موجود مي توانند دانش شركت كنندگان را افزايش و نگرش آنها را ارتقا دهد، ولي توسعه رفتار در حيطه عملكرد علاوه بر كارگاه آموزشي به عوامل ديگري وابسته است.
نویسندگان: حمید حجتی, سوسن ساعت ساز, رقیه نظری, علی اکبر حق دوست, مصطفی قربانی, فاطمه حاج حسینی
کلیدواژه ها : کمردرد - عوامل روانی اجتماعی - استرس های روانشناختی - پرستاران
: 29771
: 55
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: پرستاران به¬عنوان یک گروه پرخطر برای ابتلا به کمردرد شغلی شناخته شده¬اند. این پژوهش به¬منظور تعیین ارتباط کمردرد با عوامل روانی- اجتماعی و استرس¬های روانشناختی شغلی در پرستاران بیمارستان¬های شهر آمل انجام شد.مواد و روش¬ها: در این مطالعه تحلیلی 400 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان¬های شهر آمل پرسش¬نامه¬ای شامل 3 قسمت اطلاعات دموگرافیک، استرس¬های روانی- اجتماعی مرتبط با کار و استرس¬های روانشناختی مرتبط با کار را تکمیل نمودند. نتایج به¬صورت نسبت شانس خام و تطبیق شده و فاصله اطمینان 95% بیان گردید. نتایج: 324 نفر (81%) پرستاران شرکت¬کننده طی یک سال گذشته حداقل یک بار کمردرد را تجربه کرده¬اند. میانگین سنی شرکت¬کنندگان 2/6+ 4/32 سال، میانگین قد 7/8+7/166 سانتی¬متر و میانگین وزن 8/9+7/67 کیلوگرم بود. از میان مشخصات فردی زن بودن (8/2OR=)، انجام ورزش منظم (4/0OR=)، افزایش قد به ازای هر سانتی¬متر (06/1OR=) و افزایش وزن به ازای هرکیلوگرم (04/1OR=) ارتباط معناداری با کمردرد نشان دادند. از میان عوامل روانی- اجتماعی مرتبط با کار مشاهده شد به ازای هر یک درجه افزایش در شدت نارضایتی ارتباط با همکاران احتمال بروز کمردرد 80% بیش¬تر می¬شود و از میان عوامل استرس¬زای شغلی به ازای هر یک درجه افزایش در طیف (همیشه، بیش¬تر اوقات، بعضی وقت¬ها، هرگز) عجله در کار احتمال بروز کمردرد 40% کم¬تر می¬شود. نتیجه¬گیری: کمردرد یکی از جدی¬ترین مشکلات شغل پرستاری می¬باشد که با استرس¬های روانشناختی محیط کار در ارتباط است. بنابراین تعدیل و اصلاح محیط روانی- اجتماعی بیمارستان و آموزش تکنیک¬های کاهش استرس به¬منظور پیشگیری یا کاهش عوارض ناشی از کمردرد ضروری به¬نظر می¬رسد.
نویسندگان: مریم شیخ پورخانی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها : دانش - عملكرد - گزارش نويسي - مستند سازي - پرستاري
: 7171
: 22
: 0
ایندکس شده در :

  زمينه و هدف: گزارش نويسي يكي از مهم ترين عملكردهاي پرستار است كه در حدود 28 – 13 درصد وقت آنان را به خود اختصاص مي دهد. هيچ چيز به اندازه يك ثبت كامل و استاندارد نمي تواند بيانگر تمام مراقبت هاي داده شده به بيماران باشد.

  هدف از اين پژوهش تعيين دانش و عملكرد پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دانشگاهي شهر كرمان در مورد اصول گزارش نويسي پرستاري بود.

  روش بررسي: مطالعه توصيفي و تحليلي بوده و 226 پرستار شاغل در اين مطالعه شركت نمودند. روش نمونه گيري به صورت سرشماري و ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه بود كه شامل سه بخش مشخصات فردي، سئوالات دانش و چك ليست عملكرد بود. جهت تجزيه و تحليل داده ها از شاخص هاي مركزي و پراكندگي و نيز از آزمونهاي كروسكال واليس و من ويتني يو و ضريب همبستگي اسپرمن استفاده شد.

  يافته ها: نتايج پژوهش نشان داد 9/46 درصد پرستاران در گروه سني 26-22 سال با ميانگين و انحراف معيار 45/6 ± 1/30 و 7/86 درصد زن بودند، 3/55 درصد پرستاران سابقه گذراندن دوره گزارش نويسي پرستاري را نداشتند. يافته ها همچنين نشان داد كه 5/46 درصد پرستاران از دانش متوسط در زمينه اصول گزارش نويسي برخوردار بودند و عملكرد 85 درصد پرستاران بد بود و همچنين بين آگاهي و عملكرد پرستاران در زمينه اصول گزارش نويسي ارتباط معنيدار (001/0 > P 24/0 = r ) مشاهده گرديد. بين گذراندن دوره گزارش نويسي پرستاري و دانش پرستاران نيز تفاوت معني دار مشاهده شد (001/0 > P ). به طوري كه ميانگين رتبه دانش پرستاراني كه دوره ديده بودند بيش از پرستاراني بود كه اين دوره را نگذرانده بودند.

  نتيجه گيري: با توجه به نتايج بدست آمده بايستي در جهت ارتقاء آگاهي پرستاران نسبت به اصول گزارش نويسي با برگزاري دوره هاي آموزشي گزارش نويسي اقدامات لازم انجام داد و جهت عملكرد مؤثر بر ضمانت اجرايي آموزش هاي داده شده تأكيد ورزيد

نویسندگان: مریم متصدی, علی اکبر حق دوست
کلیدواژه ها : موانع - ارزشيابي باليني - آزمون باليني با ساختار عيني - نظرات - مدرسان باليني
: 9096
: 41
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: آزمون OSCE روش مناسبي براي ارزشيابي صلاحيت باليني دانشجويان ميباشد. پژوهش حاضر با هدف تعيين نظرات مدرسان باليني دانشگاه علوم پزشكي كرمان در زمينه ارزشيابي باليني به روش OSCE صورت گرفته است.روشها: در اين پژوهش توصيفي، كل اساتيد باليني پزشكي، دندانپزشكي، پرستاري و مامايي و بهداشت دانشگاه علوم پزشكي كرمان جامعه مورد مطالعه بودند (266 نفر). ميزان پاسخدهي 4/74 درصد بود. اطلاعات از طريق پرسشنامه پژوهشگر ساخته در 5 حيطه فرهنگي، امكانات، دانش فني، زمان و ويژگيهاي آزمون جمعآوري شد. دادهها با استفاده از شاخصهاي پراكندگي و مركزي بيان گرديد و با آزمونهاي آماري t، ANOVA و ضريب همبستگي اسپيرمن و پيرسون مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.نتايج: از 198 نفر شركتكننده در پژوهش، بيش از نيمي از آنها مذكر (1/55 درصد) با ميانگين سني 07/4±8/41 بودند. بيشترين رتبه علمي را استادياري، رشته تحصيلي را پزشكي و ميزان تحصيلات (PhD، متخصص و فوق تخصص) تشكيل دادند. بيشترين موافقت مربوط به حيطه امكانات اجرايي (526/2±9/14) و كمترين موافقت مربوط به حيطه دانش فني اجرايي (77/2±91/8) بود. بين نظرات مدرسان بر اساس متغيرهاي ميزان تحصيلات، رشته تحصيلي، رتبه علمي، سابقه آموزش و خدمت باليني اختلاف آماري معنيداري وجود داشت.نتيجهگيري: با توجه به يافتههاي پژوهش، اگرچه موانع و مشكلاتي براي اجراي آزمون OSCE بويژه از نظر امكانات و وقتگيربودن اين روش وجود دارد، اما به علت مزايا و ويژگيهاي خاص اين روش در ارزيابي مهارتهاي باليني، اين مشكلات و نقاط ضعف قابل چشمپوشي بوده و توسعه اين روش و بكارگيري آن از طريق ايجاد بستر مناسب و رفع موانع اجرايي در همه گروههاي آموزشي قابل توصيه است.